السيد الخميني
101
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
كردهاند بر ضد پهلوى - كه نفسها را در سينهها حبس كرده بود - [ كسانى ] كه بلند شد [ ند ] و قيام كرد [ ند ] ، يك دفعه علماى اصفهان بودند ، يك دفعه علماىِ عرض مىكنم ، آذربايجان بودند ، يك دفعه علماى مشهد بودند ، [ علماى ] قم بودند ؛ كه اجتماع مىكردند و مخالفتشان را اعلام مىكردند . جوسازى عليه اسلام و روحانيت كى اينها دربارى بودند ؟ البته توى همهء اقشار عالم چهار تا آدمى هم پيدا مىشود كه معوَج و دربارى باشد ؛ توى ما هم همچو چيزى هست ؛ اما اين نيست كه اين مكتب يك مكتبى باشد براى اينكه تخدير بكند ؛ يا آن كسانى كه اين مكتب دستشان هست ، اينها جزء اعوان ظَلَمه بودند و نور السلطان بودند ؟ خير ، اين حرفها نبوده . اينها تبليغات است . شما را تبليغ كردهاند ؛ يعنى به دست خودِ . . . اين نفتخوارها اين تبليغات شده است كه فلان آقا انگليسى است ؛ مىخواهد بشكند اين را . خود انگليسى وامىدارد به اينكه [ چنين ] بگويند . چون مىداند خودش اين قدر پست است كه اگر يك كسى به او منتسب بشود ، اين هم پست خواهد شد . اين ، نخير اين انگليسى است ، اين با امريكا روابط دارد ، اين با چه در روابط است ! اين طورى ، هى يكى يكى ، يكى يكى را اين طور معرفى كردهاند . جوانهاى ما هم - آنهايى كه حسن نيت دارند - بازى خوردهاند اينها . اينها از اين مكتبها بازى خوردهاند . كلاه سرتان رفته آقا . خيال نكنيد اينها يك مكتبى است ؛ مكتب توحيد ، مكتب است . نگاهى به زندگى پيشوايان اسلامى و رهبران كمونيستى شما به رؤساى اين مكاتب يك نظرى بكنيد : ما وقتى نگاه مىكنيم به خود پيغمبر كه اين مكتب را آورده ، زندگىاش چه جورى است ؛ به امير المؤمنين كه خليفهء صحيح پيغمبر است ، شما ببينيد چه جور زندگى اين داشته ؛ سلطان بوده ، سلطنتش تقريباً يك دامنهء بسيار وسيع ، چندين مقابل ايران ، از حجاز گرفته تا برود آفريقا و كذا ، همه جاها را اين سلطنت داشته است ؛ آن وقت زندگىاش را ببينيم چه است ، كه روزش چه جورى